تبليغاتX
.............. من و تنهایی

این هم از رنگها

قهوه ای : این رنگ بیانگر قابل اعتماد و عمل گرا بودن و نزدیکی با خاک است
این رنگ برای افرادی که احساس گیجی و سردرگمی دارند ، فضای آرام و بی طرفی ایجاد میکند. اما کسانی که اهل تفکرند و آرام راه می روند نباید از این رنگ استفاده کنند، چرا که عملا از حرکت باز می مانند.
 
سبز:
سمبل توازن ، صلح و سکون است. ترکیبش با سرخ نماد بالندگی و رشد است شفا بخشی را تقویت می کند. از اضطراب می کاهد.و آرامش را مستولی میکند.میل به سفر کردن و نیز- مراقب باشید ! حسادت با رنگ سبز بروز می کند . اما استفاده اغراق آمیز این رنگ باعث بی روحی و بی حرکتی می شود.
 
فیروزه ای:
این رنگ فضایی آرام ، اما پر از زندگی و تعادل بوجود می آورد.
سیاه:
نماد ثروت و قدرت ،بیانگر زندگی کاری ست. کسانی که اغلب سیاه می پوشند در پی جلب توجه دیگرانند.
 
آبی:
نشانه معنویت ، توجه، نوع دوستی ، ایمان ، پایداری و فاداری ، اقتدار و قابل اعتماد بودن است. آبی آرامش بخش است و فضایی متوازن و هارمونیک می آفریند. افراد درون گرا معمولا آبی می پوشند.

 
خاکستری:
رنگ ترسو ها و افسرده ها ست.جدایی ، افراد عصبی باید از پوشیدن لباسهای باین رنگ خودداری کنند.
 
نارنجی:
نشانه فعالیت اجتماعی ست. و علاقمندی به در کنار هم بودن و لذت بردن از حضور یک دیگر.
 این رنگ نیروی سازنده ای دارد . کسانی که دوست دارن موافق جریان آب شنا کنند علاقه خاصی به این رنگ دارند.
 
صورتی:
با عشق و دلدادگی همراه است.
اگر احساس کسالت می کنید صورتی بپوشید. این رنگ گرما و آرامش می آفریند.
 
ارغوانی:
رنگ رویا پردازان ، فیلسوفان ، شاعران و سخن وران است. آرمان های بلند پروازانه ، وفاداری ، صداقت و عشق. و همینطور رنگ شانس.
 

سرخ:
رنگ زندگی، لذت خوشی عشق و خوشنامی. پر از انرژی .افراد بیش از حد احساساتی نباید از این رنگ استفاده کنند.
 
سفید:
در غرب نماد بی گناهی و پاکی ست. این رنگ فضایی بوجود می آورد که میتوانید بدون هیچ مزاحمتی فکر کنید تصمیم بگیرید و حرکت کنید . اما در چنین فضایی قدرت تصمیم گیریهای پر از جزئیات از شما سلب می شود.
 
زرد:
سمبل کنترل ، خرد ، صبر ، بردباری ست. و محرک انرژهای روحانی ست.
 
بنفش:
نزدیک به عنصر آتش ، هیجان آور و تقویت کننده حس معاشرن در آدمی .
 
آبی روشن:
محرک است. انرژی آرام بخش دارد. در مکانهای کم نور برای ایجتد محیطی دوستانه و روشن می توان از این رنگ استفاده کرد.
 
صورتی پر رنگ:
این رنگ فضایی شاد و جوانانه می آفریند..
 
دنبال زوج مناسبی میگردید؟ کسی را دوست داریدو می خواهید با او ارتباطی عقلانی و فکری داشته باشید؟ با پوشیدن مخلوطی از سیاه و زرد ، او را خواهید یافت.

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه 1385/06/31 و ساعت 11:13 |

دلم براي کسی تنگ است               

                 كه آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد

                                                    و گيسوان بلندش را به بادها مي داد

و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد

                                            دلم براي كسي تنگ است

                                                                    كه چشمهاي قشنگش را

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

                        وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

                                                                  دلم براي كسي تنگ است

كه همچو كودك معصومي دلش براي دلم مي سوخت

                                          و مهرباني را نثار من مي كرد

                                                                 دلم براي كسي تنگ است

كه تا شمال ترين شمال و در جنوب ترين جنوب

هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت كه بود با من و پیوسته نيز بي من بود

                                                    و كار من ز فراقش فغان و شيون بود

كسي كه بي من ماند، كسي كه با من نيست كسي

.... آه دگر کافیست

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه 1385/06/29 و ساعت 16:16 |

مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري

 

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 1385/06/21 و ساعت 1:8 |

ای معنای عمیق مهر، ای خیزابه ای از دریای دریافتن، ای بلند، ای گیتی و ای زندگی، امید و عشقم، استعاره بیت های زندگی ام، ای قافیه فراق هایم، ای کالبد روح پرخروشم، ای کسی که سجاده امیدم را روی تو گشوده و با چشمان بارانیم تو را می طلبیدم. کاش در واژه های بی کسی ها، تو را با آرامش گامهایت صدا نمی کردم. کاش در واپسین لحظه ها با ترنم احساست آشنا و از غروب داغ چشمانت نمی گذشتم که اکنون بی قرار آنها را تاب نیاورم. کاش می دانستی که در امتداد لحظه های بی پایان چه هست که لرزان به آینده ای پوچ می نگرم. امروز که امتداد این لحظه ها مرا به فراخوان بی تابی ها و شکست ها می کشاند و مجالی برای ماندن نیست. دیگر از آن کوچه قدیمی، با آن رهگذر آشنا، در گذرگاه ایمان و صداقت حتی سایه ام از تو وحشت دارد. انگار در جذبه این عشق به رویایی واهی و تیرگی بختم باید معتقد باشم. با قدم زدن در زیر سایه بیدهای خشکیده زمان، آشیانه آن صبر رمیده را ویران تر می کنم. نمی دانی چه سخت و سهمگین است دست و پا زدن در باتلاق این شکست، اکنون خاکستر وجود خسته ام که زمزمه غصه اقاقی ها و فریاد بی کسی هایم را در باتلاق چشمهای تو دفن می کند. از خویش می پرسم چرا و با تمام غربت و تنهایی از تو دللیش را جویا می شوم.

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 1385/06/14 و ساعت 23:56 |

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود در زمانهای قدیم که نه دیو بود نه پری یک دیو بود که هیچ جایی برای زندگی کردن نداشت از اینجا رونده و از اونجا مونده بود کسی به کارش کار نداشت کارش این بود که بنشینه سر کوه و اشک بریزه که : خدا من هیجکس رو ندارم . روزها اشک می ریخت .

یک روز که روی کوه داشت اشک می ریخت دید یک پری داره اون پایین پایین کوه خندان رقص میکنه و میره این شد که یک دل نه صد دل عاشق پری شد از بالای کوه پایین اومد و به پری گفت : من عاشق تو هستم زن من میشی پری گفت َ: اگه یه اتاق برای هر دوتامون بسازی زنت میشم

دیو دست به کار شد تا یه اتاق بسازه شبها و روزها کار کرد و کار کرد تا یه اتاق ساخت .دیو رفت پیش پری که : یه اتاق ساختم پری گفت :حالا زنت میشم هوا ابری شد و بارون اومد و بارون دیو و پری رو شست و پاک کرد و اتاق هم موند بی صاحب .

اتاق پشتی

من یه دیوام تو پری من عاشق تو میشم تو می پری من ابر میشم تو می باری کاری به کار هیچکس ندارم تو هم کاری به کار کسی نداری من خودم رو از یه بلندی پرت می کنم و تو می خندی دیو آدم بد قصه اس و پری آدم خوب قصه حالا اگه دیو عاشق پری بشه دیو میشه آدم خوب قصه و پری میشه آدم خوب قصه و دیو و پری می شن آدم خوبای قصه .

ولی دیو ... ولی پری ...کی د یده که دیو و پری قصه با هم خوب باشن ؟اینه که من عاشق تو می شم و تو می پری وقتی که من یه دیوام و تو پری من عاشق تو شدم .

تو پری هستی و من دیو اینه که مثل اون قدیما که پریا از دیو اتاق میخواستن که یه طور دیگه می گی :دیوا و پریا هیچوقت به هم نرسیدن ولی می تونیم با هم باشیم فقط خدا کنه شسته نشیم .کجا می تونیم با هم باشیم .

من دیوم تو پری من عاشق تو میشم و تو می خندی من تورو دوست دارم تو هم من رو . اگه کسی بفهمه که دیو یه قصه عاشق پری قصه اس حتما بارون میشه و دیو وپری شسته می شن و پاک می شن اینه که کسی نباید بقهمه دیو عاشق پریه .

شما هم به هیچکس نگید

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه 1385/06/10 و ساعت 10:6 |
><