تبليغاتX
.............. من و تنهایی

 

اين ثروت مادي نيست كه پيروزي يا شكست را رقم مي زند. پيروزي و شكست در چگونگي احساس ما نهفته است. احساس ماست كه ژرفاي حياتمان را نشان مي دهد.

-
اگر تدبيرها و روياهايت با اميدهاي تو همسو نشدند، تو راه را گم نكرده اي، هر لحظه كه چيزي نو از خود و زندگي بياموزي، بدان كه پيشرفت كرده اي.

- هرگز ريسمان اميد را رها مكن. وقتي احساس مي كني كه ديگر تحمل نداري، جادوي اميد به تو نيرو مي دهد تا راه را ادامه دهي.

- اعتماد به نفس را هرگز از دست مده، تا آن زمان كه باور داري توانايي، دليل داري تا بكوشي.

- روا مدار كه لحظه هاي ناخوشايند بر تو چيره شوند. صبور باش و ببين كه آنها در گذرند.

- داشتن احساس نيكو به زندگي در گرو داشتن احساس نيكو به خود است.

- هرگز مهار شاد زيستن خود را به دست ديگري مده و بر آن چنگ بزن،‌آنگاه همواره در اختيارت خواهد بود.

- در ياري جستن از ديگران، ترديد مكن، امروز يا فردا همه بدان نيازمنديم.

- هرگز خنده را از ياد مبر. غرور نيز نبايد مانع گريستن تو شود. با خنديدن و گريستن است كه زندگي معنايي كامل مي يابد.

- از عشق مگريز و به سوي آن بشتاب،‌زيرا عشق ژرف ترين شاديست.

- چشم به راه آنچه مي خواهي نمان، بلكه با تمام وجود آن را بجوي و بدان كه در نيمه راه با تو ديدار خواهد كرد.

__________________

+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 1385/11/30 و ساعت 19:16 |
 

امروز مراسم چهلم ناصر عزیزمان که با تاخیر انجام شد ولی وجود آقایان سراجیان و بروجردی کسانی که همیشه با او بودند مرحمی بود تا غم سنگین نبودنش را التیام دهد و زمانی که تنها به روی صحنه رفتند جای خالی او را بیشتر از قبل احساس کردم او رفت و ما ماندیم باید که باسعی و تلاش بتوانیم یادش را زنده و خاطره اش را جاودانه کنیم به دور از تمام ....... میدانم که روزی دوباره او را می بینیم اگر شایسته باشیم پس کاری نکنیم که در آن زمان شرمنده باشیم

 همه دوستانش بودند وقتی آقای رضا صادقی از او گفت و خواند غمی سنگین دلم را پرکرد چرا وقتی بود این امکان نبود که با وجود خودش در کنارش باشیم نمیدانم امشب دوباره به همانروزهای اول برگشتم هرچند یک لحظه هم از یادش غافل نبودم ولی خودش میگوید این شفق است یا فلق مغرب و مشرقم بگو         من به کجا رسیده ام جان دقایقم بگو

جای تمام دوستان عزیز و همشهری اش  که در تمام این مدت به یادش بودند و در این مراسم حضور نداشتند خالی بود

شاید یک آه بتواند تمام احساساتم را بیان کند که این چندین روزه حتی دریغ از یک آه

 

+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 22:28 |
                                                  

با اون نگاه مهربون و صادق برای بچه های تنها خوند

http://www.amighi.com/mclip/23.php

+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 0:36 |

بزرگداشت ناصر عبداللهي در فرهنگسراي دانشجو برگزار مي‌شود

خبرگزاري فارس: بزرگداشت چهلمين روز درگذشت مرحوم ناصر عبداللهي، يك شنبه 29 بهمن‌ماه در فرهنگسراي دانشجو برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرنگار فارس، مهدي كاشي مدير برنامه‌هاي مرحوم ناصر عبداللهي با تاييد اين خبر به فارس گفت: مراسم بزرگداشت چهلمين روز درگذشت ناصر عبداللهي مصادف با روز عاشورا بود كه موفق به برگزاري اين مراسم نشديم. به همين دليل اين مراسم با مدتي تاخير روز يك شنبه در فرهنگسراي دانشجو برگزار خواهد شد.
در مراسم بزرگداشت عبداللهي جمعي از هنرمندان و شاعران برجسته كشورمان حضور خواهند داشت و درباره آثار و زندگي اين هنرمند سخنراني و شعرخواني خواهند داشت.
پيش از اين نيز فرهنگسراي هنر مراسمي را در هفتمين روز درگذشت ناصر عبداللهي كه مصادف با سالروز تولد وي بود برگزار كرد.
اين مراسم روز يك شنبه 29 بهمن ماه ساعت 16 تا 18 در فرهنگسراي دانشجو واقع در يوسف‌آباد، خيابان 21 برپا مي‌شود.
                                                                                            

او هميشه با ما ميماند با شركت در مراسم يادش را گرامي و صدايش را جاودانه مي كنيم

+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه 1385/11/29 و ساعت 0:7 |
                                                                                            

وقتی این مطلب رو تو وبلاگ ایشون خوندم  از اینکه یک بانوی اردیبهشتی ام شاد شدم

تقديم به همه ي دختران ماه اردي بهش

بانوي ارديبهشت...


 

بانوي ارديبهشت ، فرشته اي از بهشت

قسمت ِ من از بهار ، سهم ِ من از سرنوشت

راز نگفته ي عشق ، حرف نخونده ي دل

بي تابي هاي امواج ، بي خوابي هاي ساحل

آرامش ِ يه جنگل ، نوازش ِ يه دريا

بگو به من کي هستي؟؟؟ معمّا در معمّا

خواب قشنگ برکه ، روياي دور يک قو

در امتداد ِ ساحل ، پرستو تا پرستو

نجابت ِگل ِ سرخ ، حياي سبز ِ باغچه

کنار ِ فال ِحافظ ، دلهره هاي طاقچه

غزل غزل پرستش ، زبور ترين کتابي

ترانه ي مقدس ، واژه به واژه آبي

پنجره هاي خونه  ، دلواپس ِ هميشه ن

وقتي دلت مي گيره ، جاده ها ابري مي شن

چشماي سرخ ِ چشمه ، هق هق ِ تلخ بارون

همگريه ي نگاته ، تنهايي خيابون...

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه 1385/11/27 و ساعت 14:30 |
><