تنها صدات آرامبخش روح و جونمه

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فردا شب دومین یلدای بدون ناصریا
چه سخت و غم انگیزه چنین شبهایی برای کسی که تمام شبهای سال را با یاد او و صدایش گذرونده
تنها صدات آرامبخش روح و جونمه

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فردا شب دومین یلدای بدون ناصریا
چه سخت و غم انگیزه چنین شبهایی برای کسی که تمام شبهای سال را با یاد او و صدایش گذرونده
چه سخت و غمناک است این جمله :

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه عمیق و تنهاست این نگاه :

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه قانع و مهربان است این نگاه :

و چه تنهاییم ما بدون او ...................................................
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

من اینجا بس دلم تنگ است
و هرسازی که میبینم بدآهنگ است
ولی گر توشه بردارم! قدم را در کدامین راه بگذارم؟
که شاید انتهای ره تو باشی
تو که ساز دلم با تو هماهنگ است
![]()
![]()
![]()
امروز بی اختیار رفتم بیمارستان هاشمی نژاد وقتی پشت شیشه بخش آی سی یو رسیدم بیاد اون روزا اشک از چشام سرازیر شد نمیتونم واقعا باور کنم که دیگه ناصریا بین ما نیست هرروز عکسش جلوی رومه و صداش هر لحظه تو گوشام بخدا حتی یک ثانیه هم فراموشش نکردم و نخواهم کرد چندین بارم خوابشو دیدم همیشه با همون صورت مهربون ولی همیشه چشماش خیسه از اشکه نمیدونم شاید چون خودم اینطوری ام اونم با این حالت می بینم هزاران بار به صدا و سیما زنگ زدم ولی متاسفانه هنوزم خیلی کم یادش هستن کاش میشد این روزا بیشتر بیاد او بودن ولی خوب ............
دل تنگ دل تنگم بي تاب بي تابم
بيدار بيدارم امشب نميخوابم
از تو چه پنهان خواب تو را ديدم
از ترس بيداري با گريه خنديدم
از تو چه پنهان پروانه دلگيره
امروز راهي شو فردا ديگه ديره
دل تنگ دل تنگم بي تاب بي تابم
بيدار بيدارم امشب نميخوابم
بارون نميباره تو اين كوير درد
بانوي شبنم كُوش به خونمون برگرد
به خونمون برگرد بانوي بيداري
تو كه گل رو دامنت داري
خورشيد و ميبردن تو گريه ميكردي
تعبير خوابم شد اين كه تو برگردي
دل تنگ دل تنگم بي تاب بي تابم
بيدار بيدارم امشب نميخوابم

ناصریا دلم تنگ است و هرسازی که می بینم بد آهنگ است
در این روزهای ابری و بارانی دلم برایت تنگ است
تو نیستی ببینی که عطر تو در لحظه ها پیداست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چرا گرفته دلت؟
مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها!
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی .
دچار یعنی ،عاشق!
و فکر کن چه تنهاست ،
اگر ماهی کوچک،
دچار آبی دریای بیکران باشد.
چه فکر نازک غمناکی!
دچار باید بود...!